نوشته‌ها

نورومارکتینگ و پیش بینی اثربخشی تبلیغات تلویزیونی

تبلیغات تلویزیونی موثر، باعث فراخواندن الگوهای منحصر به فردی از فعالیت مغزی می شوند. بررسی های صورت گرفته با استفاده تکنولوژی های علوم اعصاب در نورومارکتینگ نظیر EEG، اسکن های fMRI و… می توانند تا ۸۲ درصد میزان اثربخشی تبلیغات تلویزیونی را پیش بینی کنند؛ چیزی بیش از انچه که متخصصین بازاریابی تصور می کنند. اگر شما نحوه تاثیرگذاری تبلیغات تلویزیونی بر فعالیت مغز را بدانید، می توانید تعیین کنید که تبلیغات تلویزیونی شما اعم از عناصر گرافیکی و خط سیر داستانِ تبلیغاتی محصولتان، چه تاثیری بر مشتریانتان بگذارند.

neurobiz

واقعیت این است که عناصر مورد استفاده در تبلیغات شامل رنگ، کاراکترها، چیدمان، خط داستانی و نظایر آن از اهمیت بالایی در این فرایند برخوردار هستند. نورومارکتینگ با استفاده از ابزارهایش می تواند با تحلیل این عناصر، تعیین کند یک تبلیغ چه تاثیری بر مغز داشته است؛ توجه به تبلیغات، احساس و هیجان مشتری هنگام دیدن تبلیغ، تلاش برای به یاد سپردن آن و…

تبلیغ کنندگان، به درون مغز شما می نگرند: نورومارکتینگ اینجاست

آگاهی از دنیای ناهشیار و میل های درونی، یکی از خواسته های بازاریابان می باشد. شرکت های معتبری در زمینه کشف خواسته های درونی مشتریان فعالیت دارند. در این راستا شرکت Brainsights وعده داده است که پیام هایی را که قسمت ناهشیار مشتریان می فرستد، رمز گشایی کند. این پیام ها نه تنها میتواند علاقه مشتری را نشان دهد، بلکه می تواند تا حدی احتمال خرید یک محصول و یا دریافت خدمات را پیش بینی کند.
دانشمندان معاصر که سعی در درک عمیقتر تمایلات مشتری دارند، شگفت زده شده اند!
ابزار رفع سوگیری پیدا شده است!
این جمله را کوین کین، از بنیانگذاران Brainsights درمورد اسکنرهای امواج مغزی با استفاده از روش هایی مانند EEG در مورد مشتریانش می گوید. این شرکت با مراجعانی شامل including Coors Light, Under Armour, Microsoft و Captain Morgan همکاری داشته است.

images (2)

تا همین اواخر بازاریابان بازخوردهای مربوط به پیام های تبلیغاتی را بر اساس روش های سنتی مانند گروه های متمرکز انجام می دادند که خودشان از ضعف های بغرنج آن آگاه بودند. از جمله انتقادهای این رویکرد این است که شرکت کنندگان در این گروه متمرکز، نماینده تمام جامعه نیستند. همچنین آنچه که افراد می گویند با آنچه که عمل میکنند، همیشه همانند نیست.
با توجه به اینکه بخش اعظم تصمیمات ما برخاسته از ناهشیار ما هست، سوال کردن از افراد درباره علت خریدشان، تمام قضیه نیست! ممکن است دلایلی در علت خرید فرد نهفته باشد که خود ازآن بی خبر است. در واقع گاهی اوقات، مغز انسان با خودش صادق نیسیت!
تلاش نورومارکتینگ بر این است که با مطالعه دقیق کارکردهای مغزی و استفاده از ابزار بررسی عملکرد مغز، پی به مکانیسم های زیربنایی انتخاب و خرید برده و احتمال پیش بینی رفتار مشتری را افزایش دهد.
محسن دادجو
مدیر بخش نورومارکتینگ شرکت نوروبیز

کاربردهای نوروپرایسینگ  در بازگشت سرمایه، افزایش فروش و سود دهی

photo_2016-08-09_12-53-23

تشخیص ارزش ادراک شده

نوروپرایسینگ برای شما مشخص می کند مشتریان چگونه به یک کالا می نگرند، آیا کالا یا خدمات از دید مشتریان آنقدر ارزشمند هست که بخواهند برای آن مبلغی پرداخت کنند؟ نوروپرایسینگ باعث می شود قبل از تولید محصولی، یا تغییر در آن، به ارزشمندی و سودآوری آن را مورد آزمایش قراردهید؛ بنابراین نوروپرایسینگ باعث افزایش سود، بازگشت سرمایه  و بهبود تحقیقو توسعه و مطالعات بازاریابی شما می شود.

پیش بینی منحنی تقاضا

photo_2016-08-09_12-50-29

 نوروپرایسینگ با بهره گیری از تکنولوژی های علوم اعصاب نظیر EEG می تواند رفتار بعدی مشتریان را پیش بینی کند، بسیاری از مشتریان نمی توانند رفتار بعدی خود را برای خرید کالا یا خدمات بیان کنند، روش های سنتی بازاریابی نیز در پیش بینی این رفتار به خوبی عمل نمی کنند؛ نوروپرایسنیگ با دقت بالایی می تواند تعیین کند بعد از ایجاد احساس ارزشمندی نسبت به کالا یا خدمات، رفتار بعدی مشتری چه خواهد بود.

بهبود شیوه قیمت گذاری

نوروپرایسینگ بهترین ابزار برای تعیین و بهبود سیستم قیمت گذاری کالا خواهد بود. تعیین قیمت کالای تازه تولید شده، شیوه افزایش یا تغییر قیمت کالاهای قبلی، شیوه قیمت گذاری برای ترغیب مشتریان به خرید، برنامه های فصلی تغییر قیمت کالاها و نظایر بر مبنای ارزش ادراک شده و پیش بینی رفتار مشتریان وبررسی عملکرد مغز آنان، باعث افزایش تولید و فروش محصولات و خدمات خواهد بود.

کاربرد نوروساینس در طراحی و معماری: نورودیزاین و نورو-معماری

memari

 

طراحی مکان ها و فضا ها در اشکال و طرح های گوناگون، زمینه ای برای بیان تجارب انسانی فراهم می کند. برای بیش از چندین دهه متخصصین علوم اجتماعی و رفتاری به دنبال تبیین نقش معماری و طراحی در شکل دادن به تجارب انسانی بوده اند، با این حال تلاش آن ها، دانشی سطحی در این زمینه فراهم نموده است. به مدد پیشرفت های علوم اعصاب و حیطه های مرتبط، دانش ما دراینباره افزایش یافته و منجر به شکل گیری حیطه ای به نام نورو-معماری گشته است. نورو-معماری تلاش دارد ارتباطی بین معماری، طراحی و ساختِ سازه ها (معماری شهری، طراحی داخلی فروشگاه ها، محیط زندگی، شغلی و…) و پاسخ های بدن و مغز (پاسخ های عصبی، روانی و فیزیولوژیکی) برقرار کند. تکنولوژی های مورد استفاده در علوم اعصاب برای ارزیابی پاسخ های شناختی، حسی و هیجانی، به معماران و طراحان کمک می کند درک بهتری از نیازها و ترجیحات افراد در شرایط مختلف به دست آورند.
هدف چنین رویکرد یکپارچه ای درک بهتر پاسخ های مغز و بدن از یک طرف و تاثیر محیط و شرایط فیزیکی در امر سلامت روان و بهزیستی و ادغام این دو در انواع طراحی است. این حیطه شامل به کار گیری یافته های علوم اعصاب در طراحی و بسته بندی محصولات و کالاها، طراحی محیط فیزیکیِ شغلی، ساختمان سازی، ایجاد فضای سبز، طراحی داخلی فروشگاه ها، طراحی سازه های بزرگ و کوچک شهری و نظایر آن می باشد. هدف نهایی ایجاد و افزایش تعامل بهتر بین مولفه های انسانی و عناصر طراحی شده است.

نورومارکترها، چاره‎ کار را در بکارگیری رایحه می‎دانند!

buyayi

تمامی بازاریان با مفهوم نشان و یا لوگو به عنوان نمادی دیداری از یک برند آشنا هستند. برخی از این لوگو‎ها به مثابه اسطوره‎ای هستند که تنها کافی است در معرضشان قرار بگیرید تا بر شما تاثیر بگذارند و به قول معروف حتی وزیدن نسیمی از سوی آنها شما را به فکر درباره‎ی آن برند وا می دارد .
گفتنی است که میزان یادآوری برند برای شرکتهای بزرگ بسیار بالا است .اما تکلیف شرکت‎های کوچک که بودجه‎های کلان برای بازاریابی برند خود ندارند چه می‎شود؟به طور میانگین هر فرد روزانه در معرض نزدیک به ۵ هزار تبلیغ و پیام تبلیغاتی قرار می‎گیرد. با این حساب چگونه می‎توانید نام و نشان خود را در مغز مخاطبان جاودانه کنید؟

قوه‎ی بویایی یکی از پنج حسی است که به صورت مستقیم به بخشی از مغز که وظیفه‎ی پردازش هیجان ، یادآوری و حافظه ، و یادگیری را بر عهده دارد متصل است . در واقع به گواه عصب شناسان ، احتمال یادآوری چیزی که شما رایحه‎ی آن را احساس کرده‎اید در برابر چیزهایی که صرفاً آن را دیده‎اید یا شنیده اید ، یا لمس کرده‎اید بسیار بیشتر است. بازاریابان هوشیار و با ذکاوت از این حقیقت در ایجاد برندهای موثر در قشر بویایی مغز برای کسب و کار خود بهره می‎برند. دانشمندان دریافته اند پیش از آنكه بینی، بوی آشنایی را تشخیص دهد، مغز سیستم حسی را برای دریافت و تشخیص آن بوی خاص آماده می كند.
پژوهشگران دانشگاه نورت وسترن می گویند شواهد حاكی از آن است كه مغز از رمزگذاری پیش بینی كننده برای ایجاد الگوهای پیش بینی كننده بوهای خاص در قشر بویایی در مغز استفاده می كند. بو پیش از آنكه توسط بینی تایید شود در قشر بویایی مغز جای می گیرد.
محققان می گویند رمزگذاری پیش بینی كننده از اهمیت بسزایی برخوردار است چرا كه مزیت رفتاری را برای انسان فراهم می آورد و اجازه می دهد فرد واكنش سریع تر و دقیق تری به محرك های موجود در محیط اطراف نشان دهد. نتایج دیگر پژوهشها نیز حاکی از آن است که بوهای قدیمی واقعا در مغز حک می‌شوند، و بوهای نوستالژیکی که ما در گذشته استشمام کرده‌ایم موجب ایجاد حس لذت در مغز می‌شود و این خبری خوش برای بازاریابان است.

نورومارکتینگ و بسته بندی محصولات

بسته بندی محصول، نخستین راه برقراری ارتباط با مشتری می باشد. بسته بندی محصولات منجر به تمایز بین انواع محصولاتی می گردد که با برندهای مختلف عرضه می گردند. برندهای مختلف با بسته بندی های منحصر به فرد خود می توانند تفاوت ها و برتری های خود را نسبت به رقبا نشان دهند. برای سال ها بسته بندی محصولات صرفا متمرکز بر محصول تولید شده بود، اما اکنون و با بهره گیری از یافته های علوم اعصاب بسته بندی محصول در خدمت برندها قرار گرفته است؛ بسته بندی محصول، اکنون نشان دهنده باورها، نگرش ها و ارزش های سازمان و شرکت می باشد نه فقط معرف خودِ محصول.

neuroadver

یکی از مهمترین کاربردهای نورومارکتینگ، استفاده از آن در امر بسته بندی محصولات است به گونه ای که محصول ارائه شده، تمایل بیشتری در مشتری برای خرید ایجاد کند.

بسته بندی محصولات با راهبردهای نورومارکتینگ، بهبودی قابل توجهی پیدا کرده است. عناصر گرافیکی به کار برده شده، رنگ های مورد استفاده، اندازه فونت ها، جایگاه عناصر و سایر عناصر در بسته بندی بر تمایل مشتری به خرید و انتخاب کالا یا خدمات تاثیرگذار هستند. بسته بندی محصولات باید به گونه ای باشد که احساس ارزشمندی کالا را به مشتری منتقل کرده و تمایل وی را برای خرید افزایش دهد.moghayese

 

برای مثال در شکل بالا این تفاوت مشاهده می شود:بسته بندی اولیه( سمت چپ)، بسته بندی بعد از استفاده از یافته های نورومارکتینگ (سمت راست)

نورون های آینه ای و سبک فروش

در دنیای داد و ستد و بازاریابی، حرفه ای ها همیشه می دانند که باهوش بودن و قابل قبول بودن، نقشی مهم در برتری یافتن بر مشتری می باشد. یکی از شعار های مهم برای افراد موفقی چون زیگ زیگلار این است که : به محصولت، ایمان داشته باش! به اعتقاد زیگ زیگلار اگر تو نقش بازی کنی، مشتری متوجه خواهد شد…. نورون های آینه ای، مسئول قسمتی از این فرایند هستند!

photo_2016-08-09_11-47-21

گروه علمی LiveScience  به تشریح تحقیقی می پردازد که نشان می دهد مغز نخستی ها دارای مناطقی هست که  نورون های آن ناحیه بصورت همدردانه عمل کرده و در زمان مشاهده دیگری، فعالیت می کند. آزمایش های اولیه نشان دهنده این حقیقت بود بر روی فعالیت های فیزیکی مانند حرکت پا انجام گرفت. اگر آزمودنی مورد مشاهده پایش را تکان دهد، نورونهای قسمت حرکت پا در مغز میمونی که مشاهده میکند نیز ، فعالیت می کنند. عجیب تر آنکه نشان دادن یک هیجان هم می تواند پاسخی را در نورون های آینه ای بعنوان همدلی ایجاد کند.

اگر بخواهیم از منظر فروش و بازاریابی نگاه کنیم، این تحقیق بر اساس یافته های علوم اعصاب پیشنهاد میکند که : به محصولتان باور داشته باشید! زمانی که فردی پیام خرید را میشنود، طرز بیان فروشنده و هیجان و رفتار و حالت های وی، مناطقی مشابه در مغز شنونده فعال میکند! اگر بین معنای کلمات شنیده شده توسط مشتری و هیجاناتی که ادراک کرده است تفاوتی وجود داشته باشد، تاثیر پیام کمتر می شود.

مغز انسان چگونه به قیمت کالاها واکنش نشان می دهد؟(بخش دوم)

پیام آزمایش دوم برای خرده فروشان این است که در تبلیغات مربوط به کالاهای کاربردی ابتدا مصرف کنندگان را درمعرض قیمت کالا قرار دهند. در این حالت، خرده فروشان باید کارکرد کالا رابسیار بیشتر از شکل ظاهری آن برجسته کنند.

photo_2016-08-09_11-30-48

پرسش اساسی این نیست که قیمت باعث جذابیت بیشتر یک کالا می شود بلکه، این است که کالا به قیمتی که عرضه شده می ارزد یا خیر؟ نشان دادن قیمت کالا در ابتدا صرفا رابطه ی میان سود حاصل از قیمت کالا و منفعت حاصل از خود کالا رابرجسته می کند.

یافته ی شگفت انگیز دیگراین آزمایش آن بود که زمانی که شرکت کنندگان خود کالا را می دیدند، نسبت به زمانی که ابتدا قیمت آن را می دیدند، قیمت پیشنهادی کمتری (نسبت به قیمت کالا) را ثبت می کردند.

این امر بدین معنی است که اگر خرده فروشان می خواهند از مزیت ابتدا نشان دادن قیمت استفاده کنند باید پیشنهادهای واقعا ویژه ای برای مشتریان داشته باشند.

به طور مثال، اگر برای یک اتومبیل ۲۰۰ دلاری، تخفیف ۵ دلاری قائل شوید و آن را قبل از خود اتومبیل به مشتریان نشان دهید، آنها را از خود دفع خواهید کرد؛ زیرا در این حالت مردم با دقت بیشتری کالا و قیمت ان را ارزیابی می کنند و آن را یک شکار واقعی در نظر نمی گیرند. این کار راه مناسبی برای فریب دادن مشتریان نیست.

یکی از مشکلات بازاریابان تصمیم گیری درباره ی قیمت گذاری کالا یا خدمات می باشد. تغییری کوچک در قیمت گذاری می تواند موجب تفاوت های بزرگی در سوددهی شود.

مغز انسان چگونه به قیمت کالاها واکنش نشان می دهد؟(بخش اول)

 

کاربرد علوم عصب شناختی(نوروساینس) در علوم مدیریت بازار و بازاریابی، امروزه بیش از از پیش حیاتی است.

تکنیک های اثربخش قیمت گذاری، یکی از مقولاتی است که محققان بازاریابی با تکیه بر مفاهیم نوروساینس و نورومارکتینگ به آن دست یافته اند. موضوعی که متن حاضر سعی در تبیین آن دارد.

photo_2016-08-09_10-32-14

آیا خریداران ابتدا قیمت کالاها را می بینند و بعد تصمیم به  خرید آن می گیرند یا برعکس؟ زمانی که تصمیم به خرید کالایی می گیرند، به خوبی می دانید که چه چیزی می خرید و از قیمت آن نیز اطلاع دارید. سوال مهمی که در این میان به وجود می آید این است که این تصمیم متاثر از ابتدا دیدن قیمت کالا است یا خود آن؟ به تازگی تحقیقات جدیدی در مورد اینکه مغز انسان چگونه در مورد خرید تصمیم گیری می کند انجام شده است که با استفاده از ابزارهای علوم عصب شناختی (نوروساینس) صورت می گیرد.

پرسشی که پژوهشگران را به انجام این مطالعات واداشته است این است که دیدن قیمت کالا در ابتدا باعث تغییر نحوه ی کدگزاری مغز در مورد ارزش آن کالا می شود. از انجایی که امروزه ابزارهای نوروساینس در اختیار محققان است، آنها می توانند هر دو پرسش را آزمایش کنند.

این تحقیقات به خرده فروشان و بازاریان نشان می دهد که چه استراژی هایی برای قیمت گزاری مناسب تر است و اینکه چگونه باید پیام های فروش با استراتژی اتخاذ شده هماهنگ کرد. در آزمایشی که با فناوری FMRI انجام شد، تصاویری از کالاها به همراه قیمت آنها برای شرکت کنندگان نشان داده شد و واکنش مغز آنها به این تصاویر مورد بررسی قرار گرفت.

در آزمایشی که در دانشگاه استنفورد  انجام شد چهل دلار در اختیاز هریک از شرکت  کنندگان قرار گرفت و از آنها خواسته شد که به تصاویر ۸۰ کالا به همراه قیمت آنها دقت کنند که در صفحه ی نمایش روبه روی آنها نشان داده می شود.

شرکت کنندگان گاهی اوقات ابتدا تصویر کالا را می دیدند و گاهی اوقات ابتدا تصویر قیمت آن را می دیدند، اما در نهایت تصویر هر کالا به همراه قیمت آن را با هم می دیدند. پس از تماشای هر تصویر باید با فشار دادن یک دکمه مشخص می کردند که قصد خرید آن را دارند یا خیر. بعد از اتمام آزمایش، شرکت کنندگان در آن به پرسشهایی در مورد اینکه هر کدام از کالاها را چقدر پسندیده اند پاسخ می دادند.

حققان فعالیت مغزی شرکت کنندگان را در لحظه ای که کالا و قیمت آن را می دیدند بررسی کردند. تمرکز پژوهشگران بر روی دو ناحیه از مغز بود: یکی ناحیه ای که مسئول ارزیابی تصمیمات است(کورتکس پیشانی) و دیگری ناحیه ای که با ارزیابی احساسی از کالاها ارتباط دارد(مرکز لذت)

هدف از محققان بررسی این پرسش بود که آیا الگوهای عصبی این دو ناحیه از مغز در لحظاتی که شرکت کنندگان ابتدا کالا یا ابتدا قیمت آن را می دیدند تفاوت دارد یا خیر. نتایج حاکی از آن بود که دیدن کالا و یا قیمت در ابتدا در فعالیت عصبی مشتریان تفاوت ایجاد می کند. الگوی فعالیت قشر پیشانی مغز نشان میدهد که این ترتیب اهمیت دارد.

photo_2016-08-09_10-31-57

سیگنال های عصبی مشتریان زمانی که ابتدا قیمت کالاها را می بینند، نسبت به زمانی که ابتدا خود کالا را ببینند متفاوت است. به عبارت ساده تر اگر مشتریان ابتدا قیمت کالا راببینند سوالی که برای آنها ایجاد می شود این است که “آیا این کالا را دوست دارم؟” اما اگر ابتدا خود کالا راببینند سوالی که برای آنها به وجود می آید این است که ” آیا این کالا با این قیمت می ارزد؟”

این یافته بدین معنی است که ابتدا دیدن قیمت کالا تاثیر چندانی در رفتار خرید مشتریان ندارد. در هر دو حالت آزمایش فوق، شرکت کنندگان تعداد مشابهی کالا خریداری کرده اند واحساسات مشابهی نسبت به آنها داشتند ؛ حتی اگر مشتریان ابتدا قیمت کالا را ببینند و نسبت به ارزش آن انتقاد داشته باشند، جذابیت کالاها برای آنها تفاوت چندانی نمی کند.

اغلب کسانی که در آزمایش فوق شرکت کردند، بین ۲۰ تا ۳۰ سال داشتند و اغلب کالاهایی که مورد استفاده قرار گرفت( مانند فیلم، لباس، هدفون، تبلت، و…) برای گروه سنی آنها جذابیت داشت. محققان بر این باورند گار  فردی واقعا کالایی را دوست داشته باشد و توانایی خرید آن را داشته باشد، آن را خواهد خرید. بنابراین، در چنین شرایطی برای خریدار تفاوتی نمی کند که ابتدا خود کالا را ببیند یا اینکه ابتدا به قیمت آن نگاه کند.

نتایج این پژوهش کاربردهای مستقیمی برای خرده فروشان خواهد داشت و اطلاعات مفیدی در مورد تصمیم خرید مشتریان در اختیار دست اندرکاران امر قرار می دهد. ابتدا دیدن قیمت کالا تنها زمانی احتمال خرید کالا را افزایش می دهد که از نظر مشتری کالا مفید باشد. در این حالت جذابیت احساسی کالا برای مشتری تاثیر چندانی بر تصمیم وی برای خرید آن ندارد. برای بررسی بیشتر این موضوع، محققان آزمایش دیگری ترتیب دارند که در آن از شرکت کنندگان خواسته شد که کالاهای ضروری و کاربردی را که جذابیت چندانی برای آنها ندارند( مانند دستگاه، تصفیه ی آب، چراغ قوه، باتری …) ارزیابی کنند. مانند آزمایش قبل، فعالیت مغزی در شرکت کنندگان با دستگاه FMRI اندازه گیری شد.

در این حالت، ابتدا قیمت کالا بر تصمیم خرید مشتریان تاثیر گذار بود. در مورد کالاهایی که برای شرکت کنندگان در این آزمایش جذابیت چندانی نداشت، اگر آنها ابتدا قیمت کالاها را میدیدند،بسیار احتمال بیشتری داشت برای خرید آن تصمیم بگیرند.

(گردآوری: روح اله حیدری، دو ماهنامه توسعه مهندسی بازار)

اصول  تفسیر داده های آی ترکتینگ ( حرکات چشم ) در بازاریابی و فروش (بخش سوم)

تصاویر زیر، مسیر نگاه مشتریان به قفسه محصولات، محصولات بسته بندی شده و صفحات وب را نشان میدهد. خطوط نازک تر در این مسیر ارزش بسزایی در تفسیر این نمودار دارد.

site

بررسی ثانیه به ثانیه ی رفتار مصرف کننده نکات بیشتری را هویدا می کند، از جمله اینکه اولین چیزی که توجه وی را به خود جلب کرده است چیست، متن ها با چه دقتی بررسی شده اند. آخرین ویژگی هایی که دیده شده اند کدام بوده اند؟ و کدام قسمت های بسته مورد بازبینی قرار گرفته اند؟

تحلیل های جامع و گسترده از محرک دیداری و توجه به چنین اطلاعات دقیقی، غافل می مانند. کاربران اینترنت نیز به همین شیوه الگوهای رفتاری متفاوتی در مشاهده ی یک صفحه وب دارند. بنابراین تحلیل رفتار آنها نیز مستلزم اتخاذ رویکرد جزء به جزء  می باشد.

food

تحلیل کمیِ داده های آی ترکتینگ، باید در کنار این اطلاعاتِ جزئی قرار بگیرد تا نتیجه گیری های کلیِ حاصل از درصد توجه دیداری را تکمیل کنند. به عبارت دیگر، نمی توانید بدون نگاه کردن به درختان، یک جنگل را توصیف کنید. محققان با تجربه در زمینه ی آی ترکتینگ ابزارهای تحلیل متعددی برای کنار هم قرار دادن اطلاعات جزئی در کنار تمِ های کلی دارند.

ترتیب قسمت هایی که دیده شده اند (برای مثال آیا طعم یک خوراکی، پیش از برند آن، دیده شده است)، احتمال دیده شدن هر قسمت از جانب مصرف کنندگان، و اینکه کدام آیتم ها بیش از یکبار دیده شده اند، نمونه هایی از این موارد هستند.

kinder

علاوه بر این، بررسی حرکات مردمک چشم نیز به ما نشان می دهد که به طور مثال هنگام دیدن یک آگهی تبلیغاتی، افراد به اصطلاح زوم کرده اند یا نگاه خود را از آن برداشته اند.

اصل سوم: بررسی کیفی چشم

چشم انسان دستگاه شگفت انگیزی است. نحوه ی حرکات ان، بسامد پلک زدن، محل سکون و حرکات مردمک، اطلاعات مفیدی در اختیار میدهد. اطلاعات به دست آمده از این طریق، به هیچ وجه جایگزین یک مصاحبه ی کیفی خوب نیست. مسائل خاصی وجود دارند که صرفا از طریق گفت و گوی مستقیم با فرد روشن می شوند.

یک راه این است که از اطلاعات به دست آمده از آی ترکتینگ به منظور طرح سوالات بهتر مصاحبه و نیز اهداف دقیقتر برای مشاهده استفاده کرد. این تکنیک، واقع گراییِ آی ترکتینگ را در کنار غنای اطلاعات به دست آمده از روش هایِ بلند فکر کردن، و گروه کانونی قرار می دهد. در این شیوه، در هر مرحله، نظرات پرسش شوندگان در مورد آنچه می بینند پرسیده می شود.

در گام اول، شرکت کنندگان در آزمایش، محرک مورد نظر که می تواند صفحه ی وب، روزنامه، مجله و یا یک قطعه فیلم باشد، را مشاهده می کنند. در این موقع، حرکات چشمان آنها به طور کامل فیلم برداری می شود و پس از اتمام آزمایش به آنها نشان داده می شود. این کار به آنها کمک می کند، اطلاعات و جزئیات بیشتری را به یاد آورندکه باعث می شود پاسخ های آنها به سوالات مصاحبه ی کیفی از غنای بیشتری برخوردار شود.

.