نوشته‌ها

نورولیدرشیپ و مدیریت منابع انسانی در عصر حاضر

مدیریت منابع انسانی در عصر حاضر ۵ هدف عمده را دنبال می کند:

  1. شناسایی استعدادهای شغلی
  2. اشتغال کارکنان
  3. حفظ استعدادهای شغلی
  4. تنظیم اهداف
  5. آموزش

بسیاری از نظریه پردازان  مدیریت و رهبری سازمانی معتقد هستند که مدیریت منابع انسانی نیاز به تغییر و تحول دارد. اما چگونه؟

8

نوروساینس با بهره گیری از یافته هایش و ابزارهایی که در اختیار می دهد، می تواند کلید اصلی کمک به رشد و توسعه مدیریت منابع انسانی باشد. نورولیدرشیپ به اشکال مختلف می تواند در خدمت مدیریت منابع انسانی باشد.

  1. طراحی و ارائه سیستم های استعدادیابی شغلی، گزینش و جابجایی نیروی انسانی بر مبنای دانشی که از کارکرد مغز و توانایی ها و استعدادهای فردی به دست می دهد.
  2. طراحی و ارائه برنامه های آموزشی موثرتر بر مبنای دانشی که از چگونگی یادگیری مغز، نیازها، خواسته ها، واکنش ها و رفتارهای هیجانی پرسنل و شرایط مختلف شغلی به دست میدهد.
  3. طراحی و به کار گیری بهینه سیستم های انگیزشی بر مبنای دانشی که از واکنش مغز نسبت به پاداش و تنبیه در اختیار قرار می دهد.
  4. تسهیل فرایند تغییر و جابجایی در سازمان ها بر مبنای دانش درباره واکنش های مغز نسبت به تهدیدها و فرصت ها.
  5. ارائه الگوهای شغلی بهینه و موثرتر بر مبنای دانش و اطلاعاتی که از سبک های غلط شغلی نظیر تکالیف چندگانه شغلی، ساعات کاری طولانی و .. در اختیار قرار می دهد.
  6. تعیین اهداف شغلی و سازمانی بر مبنای دانشی که از استعدادیابی، توانایی ها و مهارت های کارکنان به دست می دهد.
  7. تعیین الگوهای تیم های کاری از طریق دانشی که بر مبنای تاثیرگذاری عملکرد مغز بر رفتار افراد در محیط های کاری انفرادی و گروهی و واکنش های رفتاری و هیجانی آن ها در اختیار می نهد.
  8. تغییر نگرش نسبت به شغل و کار بویژه نسبت به این موضوع که چگونه با یکدیگر کار کنیم و چگونه با پرسنل کارمندان رده های پایین تر برخورد کنیم (سبک مدیریت) تا محیط شغلی و کارمندانی موثرتر، با انگیزه تر، شادتر ، خلاق تر و موفق تر داشته باشیم.

نورومارکتینگ و پیش بینی اثربخشی تبلیغات تلویزیونی

تبلیغات تلویزیونی موثر، باعث فراخواندن الگوهای منحصر به فردی از فعالیت مغزی می شوند. بررسی های صورت گرفته با استفاده تکنولوژی های علوم اعصاب در نورومارکتینگ نظیر EEG، اسکن های fMRI و… می توانند تا ۸۲ درصد میزان اثربخشی تبلیغات تلویزیونی را پیش بینی کنند؛ چیزی بیش از انچه که متخصصین بازاریابی تصور می کنند. اگر شما نحوه تاثیرگذاری تبلیغات تلویزیونی بر فعالیت مغز را بدانید، می توانید تعیین کنید که تبلیغات تلویزیونی شما اعم از عناصر گرافیکی و خط سیر داستانِ تبلیغاتی محصولتان، چه تاثیری بر مشتریانتان بگذارند.

neurobiz

واقعیت این است که عناصر مورد استفاده در تبلیغات شامل رنگ، کاراکترها، چیدمان، خط داستانی و نظایر آن از اهمیت بالایی در این فرایند برخوردار هستند. نورومارکتینگ با استفاده از ابزارهایش می تواند با تحلیل این عناصر، تعیین کند یک تبلیغ چه تاثیری بر مغز داشته است؛ توجه به تبلیغات، احساس و هیجان مشتری هنگام دیدن تبلیغ، تلاش برای به یاد سپردن آن و…

تبلیغ کنندگان، به درون مغز شما می نگرند: نورومارکتینگ اینجاست

آگاهی از دنیای ناهشیار و میل های درونی، یکی از خواسته های بازاریابان می باشد. شرکت های معتبری در زمینه کشف خواسته های درونی مشتریان فعالیت دارند. در این راستا شرکت Brainsights وعده داده است که پیام هایی را که قسمت ناهشیار مشتریان می فرستد، رمز گشایی کند. این پیام ها نه تنها میتواند علاقه مشتری را نشان دهد، بلکه می تواند تا حدی احتمال خرید یک محصول و یا دریافت خدمات را پیش بینی کند.
دانشمندان معاصر که سعی در درک عمیقتر تمایلات مشتری دارند، شگفت زده شده اند!
ابزار رفع سوگیری پیدا شده است!
این جمله را کوین کین، از بنیانگذاران Brainsights درمورد اسکنرهای امواج مغزی با استفاده از روش هایی مانند EEG در مورد مشتریانش می گوید. این شرکت با مراجعانی شامل including Coors Light, Under Armour, Microsoft و Captain Morgan همکاری داشته است.

images (2)

تا همین اواخر بازاریابان بازخوردهای مربوط به پیام های تبلیغاتی را بر اساس روش های سنتی مانند گروه های متمرکز انجام می دادند که خودشان از ضعف های بغرنج آن آگاه بودند. از جمله انتقادهای این رویکرد این است که شرکت کنندگان در این گروه متمرکز، نماینده تمام جامعه نیستند. همچنین آنچه که افراد می گویند با آنچه که عمل میکنند، همیشه همانند نیست.
با توجه به اینکه بخش اعظم تصمیمات ما برخاسته از ناهشیار ما هست، سوال کردن از افراد درباره علت خریدشان، تمام قضیه نیست! ممکن است دلایلی در علت خرید فرد نهفته باشد که خود ازآن بی خبر است. در واقع گاهی اوقات، مغز انسان با خودش صادق نیسیت!
تلاش نورومارکتینگ بر این است که با مطالعه دقیق کارکردهای مغزی و استفاده از ابزار بررسی عملکرد مغز، پی به مکانیسم های زیربنایی انتخاب و خرید برده و احتمال پیش بینی رفتار مشتری را افزایش دهد.
محسن دادجو
مدیر بخش نورومارکتینگ شرکت نوروبیز

کاربردهای نوروپرایسینگ  در بازگشت سرمایه، افزایش فروش و سود دهی

photo_2016-08-09_12-53-23

تشخیص ارزش ادراک شده

نوروپرایسینگ برای شما مشخص می کند مشتریان چگونه به یک کالا می نگرند، آیا کالا یا خدمات از دید مشتریان آنقدر ارزشمند هست که بخواهند برای آن مبلغی پرداخت کنند؟ نوروپرایسینگ باعث می شود قبل از تولید محصولی، یا تغییر در آن، به ارزشمندی و سودآوری آن را مورد آزمایش قراردهید؛ بنابراین نوروپرایسینگ باعث افزایش سود، بازگشت سرمایه  و بهبود تحقیقو توسعه و مطالعات بازاریابی شما می شود.

پیش بینی منحنی تقاضا

photo_2016-08-09_12-50-29

 نوروپرایسینگ با بهره گیری از تکنولوژی های علوم اعصاب نظیر EEG می تواند رفتار بعدی مشتریان را پیش بینی کند، بسیاری از مشتریان نمی توانند رفتار بعدی خود را برای خرید کالا یا خدمات بیان کنند، روش های سنتی بازاریابی نیز در پیش بینی این رفتار به خوبی عمل نمی کنند؛ نوروپرایسنیگ با دقت بالایی می تواند تعیین کند بعد از ایجاد احساس ارزشمندی نسبت به کالا یا خدمات، رفتار بعدی مشتری چه خواهد بود.

بهبود شیوه قیمت گذاری

نوروپرایسینگ بهترین ابزار برای تعیین و بهبود سیستم قیمت گذاری کالا خواهد بود. تعیین قیمت کالای تازه تولید شده، شیوه افزایش یا تغییر قیمت کالاهای قبلی، شیوه قیمت گذاری برای ترغیب مشتریان به خرید، برنامه های فصلی تغییر قیمت کالاها و نظایر بر مبنای ارزش ادراک شده و پیش بینی رفتار مشتریان وبررسی عملکرد مغز آنان، باعث افزایش تولید و فروش محصولات و خدمات خواهد بود.

کاربرد نوروساینس در استخدام و گزینش نیروی انسانی

استخدام نیروی انسانی یکی از مهمترین چالش هایی است که سازمان ها و صنایع با آن مواجه هستند، استخدام نیروی کارامد که بتواند با توجه به شرایط و ویژگی های شغلی، عملکردی بهینه داشته و بهره وری سازمانی را افزایش دهد، یکی از مهمترین عوامل پیشرفت سازمان ها و صنایع موفق است. تا پیش از این استخدام و گزینش نیروی انسانی، اغلب شامل بررسی داده های فردی مبتنی بر رزومه افراد و انجام برخی آزمون های روانشناختی برای یافتن بهترین تناسب بین مشاغل و متقاضیان شغلی بوده است، امری که حتی به شکل سنتی خود، اغلب به درستی انجام نشده است.
پیشرفت هایی که اخیرا در علوم اعصاب و مطالعه کارکردهای مغز صورت گرفته است، رویکردهای جدید و کارامدتری را در اختیار شرکت ها و سازمان ها قرارداده است تا بر مبنای آن، سیستم های استخدام و گزینش نیروی انسانی خود را انجام دهند.
در ادامه برخی از نمونه های اولیه، ازیافته های نوروساینس که می تواند در امر استخدام و گزینش نیروی انسانی مورد توجه سازمان ها و شرکت ها باشد ذکر می گردد.

photo_2016-08-09_12-28-53

مغز زنان و مردان به شکل متفاوتی سیم پیچی شده است: یافته ها و مطالعات نوروساینس نشان میدهد ساختار مغز زنان (نورون ها و سیناپس ها) ، اساسا با ساختار مغز مردان متفاوت است. اسکن های MRI نشان میدهد به طور کلی زنان نسبت به مردان در تکالیف چندگانه، عملکرد بهتری دارند، زنان در تفکر شهودی و به یاد سپردن چیزهای مختلف مهارت بیشتری دارند، در تعاملات بین فردی، زنان واکنش های هیجانی سنجیده تری داشته و شنوندگان موثرتری هستند. این توانایی ها کاربردهای زیادی بویژه در مدیریت کارتیمی و در زمان چالش، در سازمان خواهد داشت. مطالعات نشان میدهد رابطه مثبتی بین توانایی تیم های کاری برای انجام دادن وظایف و تعداد زنان حاضر در آن ها وجود دارد.
به نظر می رسد عامل اصلی در موفقیت تیم های کاری، هوش هیجانی است نه انگیزش و هوش عمومی. به نظر می رسد هرچه تعداد زنان در در تیم کاری بیشتر باشد، میزان هوش هیجانی در گروه و به تبع آن موفقیتِ تیم کاری افزایش می یابد. به نظر می رسد استخدام نیروی انسان زن، در مشاغل یا پست های سازمانی که بر مبنای کار گروهی تعریف شده اند، موجب افزایش بهره وری گردد. توجه به این نکته در استخدام نیروی انسانی، منجر می شود متناسب با شرایط شغلی و پست های سازمانی، فرایند ارزیابی نیروی انسانی جهت گیری موثرتری بیابد، و این مساله یعنی ارزیابی دقیق تر نیروی انسانی بر مبنای ویژگی ها و نیازمندی های شغلی که ضامن موفقیت شغل می گردند.

photo_2016-08-09_12-29-07

ارزیابی کارکردهای شناختی و ذهنی به مثابه شاخص تعیین کننده: در رویکردهای سنتی سنجش و گزنیش نیرو، ارزیابی ها عمدتا به بررسی رزومه و ارزیابی سلامت روان و ویژگی های شخصیتی خلاصه می شد که در بسیاری موارد این امر صرفا در مصاحبه استخدامی صورت می گرفت. یافته های نوروساینس نشان می دهد یکی از مهمترین ملاک های پیشرفت فردی در حوزه های مختلف تحصیلی، شغلی، اجتماعی و … توانایی ها و کارکردهای شناختی و ذهنی آنان می باشد.
از طرفی، رویکردهای جدید در تحلیل مشاغل، باعث شده است، توجه به تناسب بین ویژگی های شغلی و ویژگی های متقاضیان بیشتر مورد توجه قرار گیرد. وجود سطوحی مشخص از کارکردهای شناختی نظیر توجه، حافظه، توانایی استدلال، کارکردهای اجرایی، مهارت در حل مساله و… از ملزومات احراز مشاغل مختلف و از ملاک های اصلی موفقیت شغلی می باشند. برای مثال کارشناسان فروش باید سطح بالایی از توجه تجزیه شده، توانایی استدلال، مهارت در حل مساله، مهارت در هماهنگی و… را دارا باشد. انجام چنین ارزیابی هایی به شکل استاندارد و دقیق از طریق یافته های نوروساینس میسر است.

photo_2016-08-09_12-34-51

ساعات کاری طولانی منجر به کاهش توان تولیدی می گردد: بسیاری از نظریه های سنتی سازمانی معتقد هستند ساعات کاری بیشتر منجر به افزایش تولید می گردد و نشان دهنده تجربه بالای افراد است؛ برای مثال فردی که ۸۰ ساعت در هفته کار می کند نسبت به فردی که ۴۰ ساعت کار می کند، توان تولیدی ۲ برابری دارد.
اما در حقیقت عکس این موضوع درست است؛ یافته های نوروساینس نشان میدهد افزایش ساعات کاری بویژه در زمان هایی که مغز نیاز به استراحت دارد؛ منجر به کاهش خلاقیت می گردد. افزایش ساعات کاری منجر ایجاد استرس در محیط کاری و کاهش بهره وری کارکنان می گردد؛ کاهش سلامت روان، افزایش بیماری، افزایش میزان خطا در عملکرد شغلی و افزایش میزان انرژی جهت تصحیح خطا می گردد.
امروزه و در بررسی رزومه افراد توجه به سابقه کاری و ساعات کاری طولانی افراد، ملاک مهمی در استخدام به شمار می رود؛ اما در اینده علیرغم اینکه سابقه کارِ مفید افراد، مورد توجه قرار می گیرد، با این حال ساعات کاری طولانی، به عنوان یک شاخص منفی تلقی شده و منجر به ارزیابی دقیق تر سلامت روان، ارزیابی عملکرد مفید ، میزان خلاقیت و بازدهی آنان خواهد بود.

کاربرد نوروساینس در طراحی و معماری: نورودیزاین و نورو-معماری

memari

 

طراحی مکان ها و فضا ها در اشکال و طرح های گوناگون، زمینه ای برای بیان تجارب انسانی فراهم می کند. برای بیش از چندین دهه متخصصین علوم اجتماعی و رفتاری به دنبال تبیین نقش معماری و طراحی در شکل دادن به تجارب انسانی بوده اند، با این حال تلاش آن ها، دانشی سطحی در این زمینه فراهم نموده است. به مدد پیشرفت های علوم اعصاب و حیطه های مرتبط، دانش ما دراینباره افزایش یافته و منجر به شکل گیری حیطه ای به نام نورو-معماری گشته است. نورو-معماری تلاش دارد ارتباطی بین معماری، طراحی و ساختِ سازه ها (معماری شهری، طراحی داخلی فروشگاه ها، محیط زندگی، شغلی و…) و پاسخ های بدن و مغز (پاسخ های عصبی، روانی و فیزیولوژیکی) برقرار کند. تکنولوژی های مورد استفاده در علوم اعصاب برای ارزیابی پاسخ های شناختی، حسی و هیجانی، به معماران و طراحان کمک می کند درک بهتری از نیازها و ترجیحات افراد در شرایط مختلف به دست آورند.
هدف چنین رویکرد یکپارچه ای درک بهتر پاسخ های مغز و بدن از یک طرف و تاثیر محیط و شرایط فیزیکی در امر سلامت روان و بهزیستی و ادغام این دو در انواع طراحی است. این حیطه شامل به کار گیری یافته های علوم اعصاب در طراحی و بسته بندی محصولات و کالاها، طراحی محیط فیزیکیِ شغلی، ساختمان سازی، ایجاد فضای سبز، طراحی داخلی فروشگاه ها، طراحی سازه های بزرگ و کوچک شهری و نظایر آن می باشد. هدف نهایی ایجاد و افزایش تعامل بهتر بین مولفه های انسانی و عناصر طراحی شده است.

نورومارکترها، چاره‎ کار را در بکارگیری رایحه می‎دانند!

buyayi

تمامی بازاریان با مفهوم نشان و یا لوگو به عنوان نمادی دیداری از یک برند آشنا هستند. برخی از این لوگو‎ها به مثابه اسطوره‎ای هستند که تنها کافی است در معرضشان قرار بگیرید تا بر شما تاثیر بگذارند و به قول معروف حتی وزیدن نسیمی از سوی آنها شما را به فکر درباره‎ی آن برند وا می دارد .
گفتنی است که میزان یادآوری برند برای شرکتهای بزرگ بسیار بالا است .اما تکلیف شرکت‎های کوچک که بودجه‎های کلان برای بازاریابی برند خود ندارند چه می‎شود؟به طور میانگین هر فرد روزانه در معرض نزدیک به ۵ هزار تبلیغ و پیام تبلیغاتی قرار می‎گیرد. با این حساب چگونه می‎توانید نام و نشان خود را در مغز مخاطبان جاودانه کنید؟

قوه‎ی بویایی یکی از پنج حسی است که به صورت مستقیم به بخشی از مغز که وظیفه‎ی پردازش هیجان ، یادآوری و حافظه ، و یادگیری را بر عهده دارد متصل است . در واقع به گواه عصب شناسان ، احتمال یادآوری چیزی که شما رایحه‎ی آن را احساس کرده‎اید در برابر چیزهایی که صرفاً آن را دیده‎اید یا شنیده اید ، یا لمس کرده‎اید بسیار بیشتر است. بازاریابان هوشیار و با ذکاوت از این حقیقت در ایجاد برندهای موثر در قشر بویایی مغز برای کسب و کار خود بهره می‎برند. دانشمندان دریافته اند پیش از آنكه بینی، بوی آشنایی را تشخیص دهد، مغز سیستم حسی را برای دریافت و تشخیص آن بوی خاص آماده می كند.
پژوهشگران دانشگاه نورت وسترن می گویند شواهد حاكی از آن است كه مغز از رمزگذاری پیش بینی كننده برای ایجاد الگوهای پیش بینی كننده بوهای خاص در قشر بویایی در مغز استفاده می كند. بو پیش از آنكه توسط بینی تایید شود در قشر بویایی مغز جای می گیرد.
محققان می گویند رمزگذاری پیش بینی كننده از اهمیت بسزایی برخوردار است چرا كه مزیت رفتاری را برای انسان فراهم می آورد و اجازه می دهد فرد واكنش سریع تر و دقیق تری به محرك های موجود در محیط اطراف نشان دهد. نتایج دیگر پژوهشها نیز حاکی از آن است که بوهای قدیمی واقعا در مغز حک می‌شوند، و بوهای نوستالژیکی که ما در گذشته استشمام کرده‌ایم موجب ایجاد حس لذت در مغز می‌شود و این خبری خوش برای بازاریابان است.

نورومارکتینگ و بسته بندی محصولات

بسته بندی محصول، نخستین راه برقراری ارتباط با مشتری می باشد. بسته بندی محصولات منجر به تمایز بین انواع محصولاتی می گردد که با برندهای مختلف عرضه می گردند. برندهای مختلف با بسته بندی های منحصر به فرد خود می توانند تفاوت ها و برتری های خود را نسبت به رقبا نشان دهند. برای سال ها بسته بندی محصولات صرفا متمرکز بر محصول تولید شده بود، اما اکنون و با بهره گیری از یافته های علوم اعصاب بسته بندی محصول در خدمت برندها قرار گرفته است؛ بسته بندی محصول، اکنون نشان دهنده باورها، نگرش ها و ارزش های سازمان و شرکت می باشد نه فقط معرف خودِ محصول.

neuroadver

یکی از مهمترین کاربردهای نورومارکتینگ، استفاده از آن در امر بسته بندی محصولات است به گونه ای که محصول ارائه شده، تمایل بیشتری در مشتری برای خرید ایجاد کند.

بسته بندی محصولات با راهبردهای نورومارکتینگ، بهبودی قابل توجهی پیدا کرده است. عناصر گرافیکی به کار برده شده، رنگ های مورد استفاده، اندازه فونت ها، جایگاه عناصر و سایر عناصر در بسته بندی بر تمایل مشتری به خرید و انتخاب کالا یا خدمات تاثیرگذار هستند. بسته بندی محصولات باید به گونه ای باشد که احساس ارزشمندی کالا را به مشتری منتقل کرده و تمایل وی را برای خرید افزایش دهد.moghayese

 

برای مثال در شکل بالا این تفاوت مشاهده می شود:بسته بندی اولیه( سمت چپ)، بسته بندی بعد از استفاده از یافته های نورومارکتینگ (سمت راست)

نورون های آینه ای و سبک فروش

در دنیای داد و ستد و بازاریابی، حرفه ای ها همیشه می دانند که باهوش بودن و قابل قبول بودن، نقشی مهم در برتری یافتن بر مشتری می باشد. یکی از شعار های مهم برای افراد موفقی چون زیگ زیگلار این است که : به محصولت، ایمان داشته باش! به اعتقاد زیگ زیگلار اگر تو نقش بازی کنی، مشتری متوجه خواهد شد…. نورون های آینه ای، مسئول قسمتی از این فرایند هستند!

photo_2016-08-09_11-47-21

گروه علمی LiveScience  به تشریح تحقیقی می پردازد که نشان می دهد مغز نخستی ها دارای مناطقی هست که  نورون های آن ناحیه بصورت همدردانه عمل کرده و در زمان مشاهده دیگری، فعالیت می کند. آزمایش های اولیه نشان دهنده این حقیقت بود بر روی فعالیت های فیزیکی مانند حرکت پا انجام گرفت. اگر آزمودنی مورد مشاهده پایش را تکان دهد، نورونهای قسمت حرکت پا در مغز میمونی که مشاهده میکند نیز ، فعالیت می کنند. عجیب تر آنکه نشان دادن یک هیجان هم می تواند پاسخی را در نورون های آینه ای بعنوان همدلی ایجاد کند.

اگر بخواهیم از منظر فروش و بازاریابی نگاه کنیم، این تحقیق بر اساس یافته های علوم اعصاب پیشنهاد میکند که : به محصولتان باور داشته باشید! زمانی که فردی پیام خرید را میشنود، طرز بیان فروشنده و هیجان و رفتار و حالت های وی، مناطقی مشابه در مغز شنونده فعال میکند! اگر بین معنای کلمات شنیده شده توسط مشتری و هیجاناتی که ادراک کرده است تفاوتی وجود داشته باشد، تاثیر پیام کمتر می شود.

مغز انسان چگونه به قیمت کالاها واکنش نشان می دهد؟(بخش دوم)

پیام آزمایش دوم برای خرده فروشان این است که در تبلیغات مربوط به کالاهای کاربردی ابتدا مصرف کنندگان را درمعرض قیمت کالا قرار دهند. در این حالت، خرده فروشان باید کارکرد کالا رابسیار بیشتر از شکل ظاهری آن برجسته کنند.

photo_2016-08-09_11-30-48

پرسش اساسی این نیست که قیمت باعث جذابیت بیشتر یک کالا می شود بلکه، این است که کالا به قیمتی که عرضه شده می ارزد یا خیر؟ نشان دادن قیمت کالا در ابتدا صرفا رابطه ی میان سود حاصل از قیمت کالا و منفعت حاصل از خود کالا رابرجسته می کند.

یافته ی شگفت انگیز دیگراین آزمایش آن بود که زمانی که شرکت کنندگان خود کالا را می دیدند، نسبت به زمانی که ابتدا قیمت آن را می دیدند، قیمت پیشنهادی کمتری (نسبت به قیمت کالا) را ثبت می کردند.

این امر بدین معنی است که اگر خرده فروشان می خواهند از مزیت ابتدا نشان دادن قیمت استفاده کنند باید پیشنهادهای واقعا ویژه ای برای مشتریان داشته باشند.

به طور مثال، اگر برای یک اتومبیل ۲۰۰ دلاری، تخفیف ۵ دلاری قائل شوید و آن را قبل از خود اتومبیل به مشتریان نشان دهید، آنها را از خود دفع خواهید کرد؛ زیرا در این حالت مردم با دقت بیشتری کالا و قیمت ان را ارزیابی می کنند و آن را یک شکار واقعی در نظر نمی گیرند. این کار راه مناسبی برای فریب دادن مشتریان نیست.

یکی از مشکلات بازاریابان تصمیم گیری درباره ی قیمت گذاری کالا یا خدمات می باشد. تغییری کوچک در قیمت گذاری می تواند موجب تفاوت های بزرگی در سوددهی شود.