نوشته‌ها

رهبری و مدیریت سازمانی

مدیران و رهبران سازمان به عنوان مغز متفکر سازمان ها، طراحان سیاست ها و خط مشی های سازمان و مسئول اجرایی سیاست ها، نقش مهمی در تعیین راهبردهای موثر و رشد و شکوفایی سازمان ها دارند. انتخاب مدیران شایسته برای بخش های مختلف سازمانی می تواند منجر به ایجاد تحولاتی عظیم در راستای ارتقاء عملکرد سازمانی و رقابت در سطوح مختلف داخلی و خارجی گردد.

نورولیدرشیپ با تکیه بر یافته های علوم اعصاب شناختی، برنامه ویژه ای برای ارزیابی و ارتقاء کیفیت و کارایی عملکرد مدیران سازمان ها و صنایع ارائه میدهد. هدف از این خدمات افزایش درک رو به رشد مدیران و رهبران سازمان از توانایی های شناختی و ذهنی، شیوه تعاملات کارکردهای مغز و کارکردهای رفتاری و سازمانی، به کارگیری الگوها و شیوه های جدید به منظور ارتقاء عملکرد خود و به کارگیری یافته های علوم اعصاب شناختیِ اجتماعی در امر مدیریت و رهبری سازمان یا بخش مربوطه می باشد به گونه ای که بالاترین میزان بازدهی شغلی و سازمانی را به همراه داشته باشد.

برنامه های نورولیدرشیپ برای مدیران سازمان ها و صنایع به اختصار به شرح زیر می باشد:

  • ارزیابی ویژگی های فردی مدیران و رهبران سازمانی: این ارزیابی ها مبتنی بر مطالعات توجیهی و ارزیابی های عصب روانشناسی می باشند که منجر به افزایش بینش و ادراک مدیران نسبت به شرایط و ویژگی های فردی و چالش های پیش رو می گردد. در این ارزیابی ها نحوه عملکرد مغز و ویژگی های فردی مشخص شده و میزان و نحوه تاثیر آن بر رفتارهای مدیریتی رهبران سازمانی شناسایی می گردد.
  • ارائه برنامه ها، الگوهای تفکر و یادگیری و مداخلات آموزشی مبتنی بر یافته های علوم اعصاب شناختیِ اجتماعی که به درک عمیق تر توانایی ها و استفاده از آن ها منجر شده و فرایند رهبری و مدیریت و تغییرات مرتبط را تسهیل می کند. این مداخلات شامل ارائه برنامه هایی برای درک و استفاده عمیق و موثرتر از راهبردهای زیر می باشد:
  1. مهارت های ارتباطی موثر
  2. تنظیم هیجانی
  3. مهارت های تصمیم گیری و حل مساله
  4. ارتقاء کارکردهای شناختی و ذهنی
  5. تسهیل فرایند تغییر
  6. بینش و آگاهی
  • ارزیابی مجدد عملکرد و الگوهای مدیریتی که به منظور بررسی اثربخشی راهبردهای ارائه شده، شناسایی خلاء های احتمالی، بازبینی برنامه های ارائه شده و ارائه راهکارهای موردنیاز احتمالی صورت خواهد گرفت.

مدیریت منابع انسانی

امروزه سازمان ها براي بقاء ، انتظام و بالندگي خود مي كوشند از طريق منابع انساني فرهيخته در گستره جهاني به رشد سريع ، بهبود مستمر ، كارآمدي ، سودبخشي ، انعطاف پذيري ، انطباق پذيري ، آمادگي براي آينده و برخورداري از موقعيت ممتاز در عرصه فعاليت خود نايل شوند.

توجه به كاركنان و در راس آن عملکرد شغلی آن ها به عنوان بزرگترين و مهمترين سرمايه سازمان پديده اي است كه در چند دهه اخير رشد فراوان داشته است. هم اكنون سازمان هاي صنعتي، بازرگاني و حتي خدماتي بيش از پيش براي بالا بردن درجه بهره وري خود به افزايش توان تخصصي، رضايت و دلبستگي منابع انساني خود روي آورده اند و بهره وري را با بهبود بخشيدن به عملکرد شغلی و کیفیت زندگی شغلی آنان مربوط ساخته اند.

عملکرد شغلی، ارزیابی آن و عوامل موثر در افزایش یا کاهش عملکرد شغلی به عنوان يكي از موضوعات سازماني عصر حاضر درآمده است و كليد موفقيت و افزایش بهره وری سازمان است. ارزیابی عملکرد در بسیاری سازمان ها با استفاده از روش های سنتی صورت  می گیرد و دلیل آن هم عدم شناخت عناصر موثر در عملکرد شغلی است. برای اینکه بتوان با افزایش عملکرد شغلی نیروی انسانی، پیشرفت و افزایش عملکرد سازمانی را موجب شد، ابتدا باید عناصر و عوامل موثر بر آن را شناخت تا از طریق انجام مداخلات خاص این بهره وری را تضمین کرد.

با شناخت این عوامل می توان به طور مناسب عملکرد شغلی را ارزیابی کرده و بدین وسیله فرصت ها و نیازمندی های شغلی را شناخت و به غنی سازی شغلی پرداخت. عواملی از قبیل شخصیت، انگیزش، رضایت شغلی و امثالهم می توانند در کاهش یا افزایش عملکرد شغلی تاثیر داشته باشند. با تعیین این عوامل علاوه بر طراحی سیستم های ارزیابی عملکرد، می توان در امور گزینش، استخدام و آموزش نیروی انسانی نیز پرداخت و راه را برای رقابت در عرصه جهانی فراهم نمود.

برخلاف رویکردهای سنتی و رفتاری در امر ارزیابی عملکرد شغلی و ویژگی های نیروی انسانی، نورولیدرشیپ با بهره گیری از ابزارهای نوین و تخصصی در حوزه علوم اعصاب شناختی، تکنیک های تصویربرداری مغزی و ثبت فعالیت مغزی و نیز ابزارهای ارزیابی عملکرد مغز حین تکالیف عملیاتی، شرایطی را فراهم نموده است که عملکرد واقعی افراد در موقعیت های مشابه قابل سنجش و ارزیابی باشد.

نورولیدرشیپ با استفاده از رویکردهای علوم اعصاب توانایی ها، استعدادها و عملکرد شغلی افراد را به چالش کشیده و از طریق ادراک بالایی که از مغز و رفتار انسان ارائه میدهد، به افزایش موثر عملکرد فردی و سازمانی کمک می کند.

خدمات نورولیدرشیپ در این حیطه شامل موارد زیر می باشد:

  • بررسی مدیریت عملکرد: در این بخش مطالعات توجیهی به منظور شناخت سازمان و شرایط فعلی آن صورت می گیرد. نتایج این مطالعات به ارائه بینشی جدید نسبت به سازمان و شناخت دقیق چالش ها و ویژگی های سازمان کمک می کند. در این مسیر ارزیابی عملکرد سازمانی صورت می گیرد.
  • الگوهای تفکر موثر: در این بخش با استفاده از استراتژی ها و رویکردهای مبتنی بر فعالیت های مغزی، و مشارکت مدیران و رهبران سازمان، راه حل های موثر برای تغییر و ارتقاء عملکر سازمانی و رفع چالش های پیش رو، ارائه می گردد. این رویکردها مبتنی بر افزایش بینش، تغییر در الگوهای تفکر موثر، یادگیری و آموزش تفکر مجدد و ایجاد فرهنگ جدید سازمانی هستند.
  • تغییر و ارتقاء مدیریت عملکرد: در این بخش الگوها و روش های جدیدی که برای تغییر و ارتقاء عملکرد سازمانی معرفی شده اند، با مشارکت مدیران و رهبران سازمان، اجرایی شده و منجر به افزایش روز افزون عملکرد شغلی می گردند.

سنجش و گزینش نیروی انسانی

انتخاب نیروی انسانی به عنوان مهمترین منابع سازمانی از اهمیت بسیار بالایی برای رشد وبالندگی سازمان ها و صنایع به شمار می آید. گزینش نیروی های کارآمدی که بالاترین سطح از ویژگی های مورد نیاز مشاغل سازمانی را دارا باشند، امری نسبتا پیچیده و چند بعدی بوده  مستلزم بهره گیری از ابزارهای دقیقی است که ویژگی های بالقوه و بالفعل نیروی انسانی موردنظر را سنجش و ارزیابی کند، به گونه ای که در نهایت افرادی که بالاترین تناسب را با ویژگی های شغلی دارند انتخاب گردند.

برخلاف رویکردهای سنتی و رفتاری در امر ارزیابی و سنجش ویژگی های نیروی انسانی، نورولیدرشیپ با بهره گیری از ابزارهای نوین و تخصصی در حوزه علوم اعصاب شناختی، تکنیک های تصویربرداری مغزی و ثبت فعالیت مغزی و نیز ابزارهای ارزیابی عملکرد مغز حین تکالیف عملیاتی، شرایطی را فراهم نموده است که ویژگی های واقعی افراد در موقعیت های مشابه قابل سنجش و ارزیابی باشد. این ابزارها به دلیل عملیاتی بودن (مبتنی بر تکلیف) ، برخلاف ابزارهای سنتی که امکان خطای بالایی( به دلایلی نظیر عدم تمایل فرد به ابراز ویژگی ها، عدم توانایی در به یاد آوردن عملکرد و..) دارند، پایین ترین سطح خطا را در سنجش ویژگی های فردی دارند.

 

خدمات نورولیدرشیپ در این حیطه شامل موارد زیر می باشد:

  • تجزیه و تحلیل مشاغل واستخراج ویژگی های موردنیاز برای احراز شغل
  • ارزیابی های عمومی و تخصصی از نیروی انسانی: در این بخش متناسب با ویژگی های شغل یا حرفه موردنظر در سازمان، ارزیابی های تخصصی و عمومی در زمینه سلامت روان، ویژگی های شخصیتی، هوش هیجانی، انگیزش، کارکردهای شغلی، توانایی های ذهنی و عقلانی (هوش)، کارکردهای شناختی (دقت و تمرکز، حافظه، سرعت پردازش اطلاعات، کارکردهای اجرایی، تصمیم گیری وحل مساله، توانایی تجسم دیداری و فضایی و… ) با استفاده از ابزارهای تخصصی  و مبتنی بر عمل، صورت می گیرد.

برخی از رویکردهای ارزیابی به شرح زیر هستند:

ارزیابی ارزش های شغلی: به بررسی نگرش ها و دیدگاه های فرد نسبت به فعالیت که مشغول انجام آن است می پردازد. نتایج این آزمون کمک می کند فرد دریابد برای انجام فعالیت تا چه حدی توانایی دارد، آیا از انگیزه لازم برای انجام آن برخوردار است یا نیاز به ایجاد انگیزه دارد؟ اگر با شکست روبه رو شود چه واکنشی نشان خواهد داد؛ آیا ناامید می گردد یا دوباره برای رسیدن به موفقیت تلاش میکند؟ برای انجام فعالیت خود، علاقه و اشتیاق لازم را دارد؟ آیا از انجام فعالیت مورد نظر راضی است؟ آیا توانایی لازم برای تصمیم گیری به موقع و اجرای آن را دارد؟ آیا در انجام برنامه های خود ثابت قدم است؟ به طور کلی نتایج این آزمون کمک می کند فرد توانایی ها و مهارت های خود را مجددا مرور کرده و در اجرای فعالیت ها و تصمیم گیری های خود ویژگی های لازم را مدنظر قرار دهد تا بتواند به بالاترین سطح عملکرد و موفقیت دست یابد.

ارزیابی حافظه و مهارت های مرتبط: به منظور ارزیابی حافظه فضایی و دیداری کوتاه مدت، حافظه فعال یا کاری، توانایی فرد برای یادگیری در حافظه فعال فضایی و سایر مهارت های مرتبط از ابزارهای این حیطه استفاده میگردد. درک دقیق توانایی و شیوه به یادسپاری و به یاد آوری فرد در حافظه فعال فضایی ؛ شیوه پردازش اطلاعات، سرعت وتوان یادگیری در جریان حافظه فعال از نتایج این ارزیابی حاصل می شوند. بعلاوه نتایج این ارزیابی کمک می کند دریابیم افراد مفاهیم و مهارت های خاص را چگونه یادمیگیرند، چه مدت زمان و چه میزان تمرین برای یادگیری آن ها نیازدارند و چگونه آنها را به یاد می آورند. بدین شکل می توانیم به منظور کمک به یادگیری مهارت های مختلف و پیچیده، برنامه ریزی های مناسبی طراحی و اجرا کنیم.

ارزیابی کارکردهای اجرایی: به منظور بررسی عملکرد اجرایی فرد طراحی شده اند. این ارزیابی ها قادر هستند مولفه هایی از قبیل توانایی طرحریزی، زمانبندی، تصمیم گیری صحیح و اهمیت دادن به قواعد و دستورالعمل را حین انجام تکالیف عملی مورد بررسی قرار دهند. بالاترین سطوح از عملکرد شغلی، تحصیلی، ورزشی و … از نتایج این ارزیابی ها استنباط می گردد.

ارزیابی های هوش فضایی و توانایی های ادراک دیداری: به منظور ارزیابی مهارت های ادراک فضایی و دیداری، توانایی تجسم سازی و پیش بینی طراحی شده اند. به عبارت دیگر توانایی فرد را برای تصویر سازی یا تجسم سازی ذهنی، سازماندهی ذهنی و جهت یابی فضایی مورد بررسی قرار میدهد. این ارزیابی ها به بررسی این مساله که فرد تا چه اندازه می تواند تغییرپذیری شرایط را درک نموده و پاسخ های خود را متناسب با تغییرات آن ها ارائه دهد می پردازد. نتایج این ارزیابی ها به ارزیابی توانایی پیش بینی شرایط، انطباق باتغییر پذیری، ارائه واکنش های مناسب وتصمیم گیری های صحیح بر مبنای تغییر شرایط می پردازند.

نوروپرایسنیگ

تکنیک های های اثربخش قیمت گذاری، یکی از مقولاتی است که محققان بازاریابی با تکیه بر مفاهیم نوروساینس و نورومارکتینگ به آن دست یافته اند. آیا واقعا میدانید که مشتریانتان مایل به پرداخت پول برای خرید کالا یا خدمات شما هستند؟

در بسیاری مواقع ممکن است تمایل مشتریان به پرداخت پول برای خرید کالا یا دریافت خدمات بیشتر از آن چیزی باشد که شما تصور می کنید… چگونه به این تمایلات پی می برید؟

نوروپرایسینگ به درک این موضوع که مشتریان چگونه برای یک کالای خاص ارزش مالی قائل می شوند وآیا تمایل به خرید آن پیدا می کنند یا خیر، کمک می کند. نوروپرایسنیگ از طریق تحلیل مغز با استفاده از EEG می تواند به پیش بینی رفتار واقعی مشتری و میل وی برای پرداخت هزینه کالا و خدمات، بپردازد و بدین شکل شما می توانید قیمت گذاری محصولاتتان را به شکلی تغییر دهید که مشتریان تمایل بیشتری برای خرید آن ها داشته باشند.

نوروپکیجینگ

در بسته بندی کالا مورد استفاده قرار می‌گیرد. بسته بندی مناسب در فروش چیپس که دارای کالری بالایی است در بین زنان که اغلب نگران افزایش وزن خود هستند می تواند تعیین کننده باشد. آیا بسته بندی کالایی که مشتریان آن زنان هستند با بسته بندی کالایی که مشتریان آن مردان می‌باشند فرق می‌کند؟ بسته بندی کالای مورد نظر تا چه حد نظر قشر مخاطب را به خود جلب کرده است؟

نورودیزاین

کاربرد نورومارکتینگ در طراحی کالا (از قبیل لباس، مبلمان و …)، دکوراسیون داخلی و فضای بیرونی (در هتل، فضاهای شهری، بانک، فروشگاه  و …)، وبسایت، مجلات، کتابها، بروشور و کاتالوگ می باشد. نورودیزاین به تولید کنندگان لباس می‌گوید که کدام از طرح‌های آنان بیشتر مورد توجه و علاقه مخاطب قرار می‌گیرد و در فروش موفق‌تر است، کدام طرح پارچه با کدام رنگ جذابیت بیشتری ایجاد می‌کند. در طراحی فضاهای شهری به ما می‌گوید که نمای یک ساختمان یا منظره باغی در یک میدان چه احساسی در عابران پیاده ایجاد کرده است و چطور می‌توان با تغییر محیط احساس آرامش بیشتری در شهروندان ایجاد کرده و از اضطراب آنان کاست؟ طراحی فضای دانشگاه در چه حالت مناسب تر است؟ کدام قسمت یک بروشور بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد تا پیام اصلی در آن قسمت گنجانده شود. کدام طراحی جذابیت بیشتری برای مخاطب دارد و محتوای آن تا چه حد منظور و پیام تبلیغ را می‌رساند. آیا وبسایت دارای طراحی مناسبی با توجه به موضوع آن هست یا نه, برای مثال سایت یک بانک تا چه حد مخاطبان را گیج کرده یا راهنمای آنان است؟ آیا سایت یک مرکز ورزشی با موضوع آن همخوانی دارد یا خیر.

نوروبرندینگ

در برندسازی (شامل طراحی لوگو، مفهوم برند، وفاداری به برند، شعارهای تبلیغاتی و …) کاربرد دارد. برندهای برتر در ذهن مشتریان خود دارای مفاهیم و معانی خاصی هستند که نام آنها آن معانی را در ذهن مشتریان تداعی می‌کند. در واقع هر مشتری معنایی عمیق از برند مورد اعتماد خود در ذهن و قلب دارد که به او وفاداری می‌بخشد.

لوگو، تصاویر، آیکون‌ها، طراحی ها و فونت‌های مرتبط با برند چگونه با ناهشیار ارتباط برقرار کرده‌اند. کارکردهای برند که او را منحصر به فرد می‌کنند کدامند. پیوندهای حسی خودکار که در هنگام فکر کردن به برند یا شنیدن درباره آن در مصرف کننده برانگیخته می شود چه هستند. ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی بزرگی که برند با آنها پیوند خورده است، کدامند، زمانی‌که برندی با ارزش‌های عمیق اجتماعی، اخلاقی یا معنوی مصرف‌کنندگان پیوند می‌خورد، احساس حمایت‌کنندگی برند برای آنان افزایش می‌یابد. مطالعات نشان می‌دهد رابطه‌های ناهشیار عمیق با فواید خاص با هویت فردی و ارزش‌های مصرف‌کننده مرتبط است و ممکن است توسط او به زبان آورده نشود. استعاره ها یا معنای فراتر از زندگی مادی که به برند نبت داده می‌شوند چه هستند. گاهی استعاره‌ها مترادف تعهدات و قول‌هایی است که برند به مصرف‌کننده می‌دهد و گاهی این معانی و استعاره‌ها توسط مصرف‌کننده به برند نسبت داده می‌شوند. استعاره زمانی سودمند می‌گردد که مرتباً از طریق محصولات، ارائه و ارتباطات تقویت گردد. قابلیت برند در بسط به محصولات و خدمات بیشتر در ذهن مصرف کننده با چه محصولاتی تناسب بیشتری دارد.

نوروادورتایز

در ساخت تبلیغات تلویزیونی، رادیویی، موبایل، نت و بیلیورد کاربرد دارد. نرومارکتینگ می‌گوید که چه نکاتی در ساخت یک تبلیغ تلویزیونی باید در نظر گرفته شود تا تبلیغ مخاطب را تا آخر با خود همراه کند؟ پیام تبلیغاتی در کدام صحنه و کجای تصویر بیاید تا به حافظه مشتری سپرده شود؛ کدام قسمت‌های تصویر و فیلم بیشتر دیده می شوند؟ آیا آهنگ (ریتم) فیلم جذب کننده است یا دفع کننده؟ میزان تأثیرگذاری تبلیغ تلویزیونی چقدر است؟ آیا با انتخاب موسیقی مناسب تر می‌توان میزان جذابیت فیلم را افزایش داد و از صرف هزینه های اضافی جلوگیری کرد؟ کدام صحنه‌های فیلم برای استفاده در بیلبورد مناسب می‌باشند؟ بخش‌های جذاب برای خلاصه کردن و تبدیل به تبلیغ اینترنتی کدام‌ قسمت‌ها هستند. کدام بخش‌های تبلیغ به حافظه سپرده شده، مورد توجه قرار گرفته و چه احساسی در مخاطب ایجاد کرده است.