tired

کاربرد نوروساینس در استخدام و گزینش نیروی انسانی

استخدام نیروی انسانی یکی از مهمترین چالش هایی است که سازمان ها و صنایع با آن مواجه هستند، استخدام نیروی کارامد که بتواند با توجه به شرایط و ویژگی های شغلی، عملکردی بهینه داشته و بهره وری سازمانی را افزایش دهد، یکی از مهمترین عوامل پیشرفت سازمان ها و صنایع موفق است. تا پیش از این استخدام و گزینش نیروی انسانی، اغلب شامل بررسی داده های فردی مبتنی بر رزومه افراد و انجام برخی آزمون های روانشناختی برای یافتن بهترین تناسب بین مشاغل و متقاضیان شغلی بوده است، امری که حتی به شکل سنتی خود، اغلب به درستی انجام نشده است.
پیشرفت هایی که اخیرا در علوم اعصاب و مطالعه کارکردهای مغز صورت گرفته است، رویکردهای جدید و کارامدتری را در اختیار شرکت ها و سازمان ها قرارداده است تا بر مبنای آن، سیستم های استخدام و گزینش نیروی انسانی خود را انجام دهند.
در ادامه برخی از نمونه های اولیه، ازیافته های نوروساینس که می تواند در امر استخدام و گزینش نیروی انسانی مورد توجه سازمان ها و شرکت ها باشد ذکر می گردد.

photo_2016-08-09_12-28-53

مغز زنان و مردان به شکل متفاوتی سیم پیچی شده است: یافته ها و مطالعات نوروساینس نشان میدهد ساختار مغز زنان (نورون ها و سیناپس ها) ، اساسا با ساختار مغز مردان متفاوت است. اسکن های MRI نشان میدهد به طور کلی زنان نسبت به مردان در تکالیف چندگانه، عملکرد بهتری دارند، زنان در تفکر شهودی و به یاد سپردن چیزهای مختلف مهارت بیشتری دارند، در تعاملات بین فردی، زنان واکنش های هیجانی سنجیده تری داشته و شنوندگان موثرتری هستند. این توانایی ها کاربردهای زیادی بویژه در مدیریت کارتیمی و در زمان چالش، در سازمان خواهد داشت. مطالعات نشان میدهد رابطه مثبتی بین توانایی تیم های کاری برای انجام دادن وظایف و تعداد زنان حاضر در آن ها وجود دارد.
به نظر می رسد عامل اصلی در موفقیت تیم های کاری، هوش هیجانی است نه انگیزش و هوش عمومی. به نظر می رسد هرچه تعداد زنان در در تیم کاری بیشتر باشد، میزان هوش هیجانی در گروه و به تبع آن موفقیتِ تیم کاری افزایش می یابد. به نظر می رسد استخدام نیروی انسان زن، در مشاغل یا پست های سازمانی که بر مبنای کار گروهی تعریف شده اند، موجب افزایش بهره وری گردد. توجه به این نکته در استخدام نیروی انسانی، منجر می شود متناسب با شرایط شغلی و پست های سازمانی، فرایند ارزیابی نیروی انسانی جهت گیری موثرتری بیابد، و این مساله یعنی ارزیابی دقیق تر نیروی انسانی بر مبنای ویژگی ها و نیازمندی های شغلی که ضامن موفقیت شغل می گردند.

photo_2016-08-09_12-29-07

ارزیابی کارکردهای شناختی و ذهنی به مثابه شاخص تعیین کننده: در رویکردهای سنتی سنجش و گزنیش نیرو، ارزیابی ها عمدتا به بررسی رزومه و ارزیابی سلامت روان و ویژگی های شخصیتی خلاصه می شد که در بسیاری موارد این امر صرفا در مصاحبه استخدامی صورت می گرفت. یافته های نوروساینس نشان می دهد یکی از مهمترین ملاک های پیشرفت فردی در حوزه های مختلف تحصیلی، شغلی، اجتماعی و … توانایی ها و کارکردهای شناختی و ذهنی آنان می باشد.
از طرفی، رویکردهای جدید در تحلیل مشاغل، باعث شده است، توجه به تناسب بین ویژگی های شغلی و ویژگی های متقاضیان بیشتر مورد توجه قرار گیرد. وجود سطوحی مشخص از کارکردهای شناختی نظیر توجه، حافظه، توانایی استدلال، کارکردهای اجرایی، مهارت در حل مساله و… از ملزومات احراز مشاغل مختلف و از ملاک های اصلی موفقیت شغلی می باشند. برای مثال کارشناسان فروش باید سطح بالایی از توجه تجزیه شده، توانایی استدلال، مهارت در حل مساله، مهارت در هماهنگی و… را دارا باشد. انجام چنین ارزیابی هایی به شکل استاندارد و دقیق از طریق یافته های نوروساینس میسر است.

photo_2016-08-09_12-34-51

ساعات کاری طولانی منجر به کاهش توان تولیدی می گردد: بسیاری از نظریه های سنتی سازمانی معتقد هستند ساعات کاری بیشتر منجر به افزایش تولید می گردد و نشان دهنده تجربه بالای افراد است؛ برای مثال فردی که ۸۰ ساعت در هفته کار می کند نسبت به فردی که ۴۰ ساعت کار می کند، توان تولیدی ۲ برابری دارد.
اما در حقیقت عکس این موضوع درست است؛ یافته های نوروساینس نشان میدهد افزایش ساعات کاری بویژه در زمان هایی که مغز نیاز به استراحت دارد؛ منجر به کاهش خلاقیت می گردد. افزایش ساعات کاری منجر ایجاد استرس در محیط کاری و کاهش بهره وری کارکنان می گردد؛ کاهش سلامت روان، افزایش بیماری، افزایش میزان خطا در عملکرد شغلی و افزایش میزان انرژی جهت تصحیح خطا می گردد.
امروزه و در بررسی رزومه افراد توجه به سابقه کاری و ساعات کاری طولانی افراد، ملاک مهمی در استخدام به شمار می رود؛ اما در اینده علیرغم اینکه سابقه کارِ مفید افراد، مورد توجه قرار می گیرد، با این حال ساعات کاری طولانی، به عنوان یک شاخص منفی تلقی شده و منجر به ارزیابی دقیق تر سلامت روان، ارزیابی عملکرد مفید ، میزان خلاقیت و بازدهی آنان خواهد بود.

0 پاسخ

ارسال یک پاسخ

می خواهید در گفتگو ها شرکت کنید؟
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *