Carla-Nagel-Gründerin-und-Geschäftsführerin-der-NMSBA-ThinkNeuro

روندهای جدید در نورومارکتینگ(دو ماهنامه توسعه مهندسی بازار)- بخش دوم

کارلا ناگل

مدیر اجرایی و بنیانگذار انجمن کسب و کار و علم نورومارکتینگ

 Carla Nagel

از مفاهیم آزمایشی تا توسعه ی مفهوم

کاربری و سودآوری نورومارکتینگ و استفاده از علوم اعصاب مصرف کننده، در تحقیقات بازار در آینده بیشتر خواهد شد. اغلب اوقات از نورومارکتینگ به عنوان ابزاری برای آزمایش استفاده می شود( آیا این تبلیغ احساس مورد نظر را تحریک میکند؟ آیا این تبلیغ می تواند توجه مصرف کننده را به محصول من جلب کند؟ آیا با به روز کردن لوگو در این تبلیغ، مردم، برندِ من را بهتر از گذشته به یاد خواهند آورد؟) بنابراین اول باید روی طراحی تمرکز کرد بعد آزمایش.

اخیرا تقاضای رو به رشدی را برای استفاده از بینش علوم اعصاب، روانشناسی مصرف کننده، اقتصاد رفتاری و مطالعات نورومارکتینگ درعملیات روزانه ی بازاریابان شاهد هستیم. درک واقعی تر نحوه ی عملکرد مغز مصرف کنندگان، کار آنها را برای همیشه عوض خواهد کرد.

من در مجمع جهانی نورومارکتینگ، عبارت” از بازاریابی عصبی، به بازاریابی جدید” را به مخاطبین معرفی کردم و هنوز هم معتقدم که این حوزه، پتانسیل تغییر بازی در کسب و کار را دارد. این تغییر، یک تغییر مخرب مانند ظهور اینترنت نخواهد بود، بلکه، تغییری با روند آهسته در بازتعریف مفاهیم بازاریابی سنتی(که با مصرف کننده ی منطقی شروع می شود)، روشهای آموزشی جدید و همچنین در بازتعریف فرایندهای بازاریابی خواهد بود.

اعتبار تکنیک های عملکردی ناآگاهانه، یافته های آزمایشگاهی را با دنیای واقعی و مجازی مرتبط خواهد کرد. شرکت ها و افرادی که در حال حاضر و همچنین در آینده از نورومارکتینگ استفاده می کنند یا استفاده خواهند کرد، باید به یاد داشته باشند که با عملکرد ناآگاهانه هم عاری از کجروی و انحراف یا نابودی نیستند؛ این روش ها در مقایسه با عملکرد آگاهانه که به طور سنتی متکی بر تحقیقات بازار هستند، تکنیک های جدیدی به شمار می روند. خوشبختانه، انحرافات در عملکرد آگاهانه و ناآگاهانه، مکمل یکدیگرند و اغلب با همکاری یکدیگر، نتیجه ی بزرگتر و بهتری را ارائه می دهند تا به صورت جدا.

درک فاصله نسبی بین احساسات ضمنی به دست امده از روشهای نورومارکتینگ و احساسات روشن و صریح به دست آمده از اقدامات و عملکرد سنتی که خود مصرف کننده گزارش می دهد، باعث ایجاد معیارهای موفقیت خواهد شد که در آینده به استانداردهای صنعت تبدیل خواهد شد.

 

تکنولوژی های آینده

کاربرد داشبورد مغزی و زیستی بیشتر خواهد شد. این داشبوردها در ایجاد بینش براساس درک یکپارچه سازی اطلاعات از کانال های ناخودآگاه چندگانه مانند EEG، EMG، GSR، تنفس و غیره کمک خواهد کرد.

رویکردهای نظیر EEG, Eye Tracking، تجزیه و تحلیل در زمان واقعی و مجموعه های زمانی را ممکن می سازند تا به بهترین شیوه ی ممکن، توانایی محرک را برای توجه، برانگیختگی، و تعامل پیش بینی کند. داشبوردها تجزیه و تحلیل داده از راه دور را تقویت می کنند و به مشتریان این امکان را می دهند تا نمونه های اولیه از موضوعات آزمایشی مانند طرح های بسته بندی، محتوای ویدئو محور تلویزیون، وب سایتها و روایتها را آپلود کنند.

 

 

0 پاسخ

ارسال یک پاسخ

می خواهید در گفتگو ها شرکت کنید؟
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *