neuro-marketing

نورومارکتینگ چیست؟

بهترین تعریف نورومارکتینگ از نظر انجمن علمی تجاری نورومارکتینگ (Neuromarketing Science & Business Association)   بدین گونه است: فعالیت های تحقیقاتی مربوط به بازار و  بازاریابی که از روش ها و تکنیک های علوم مغزی و یا یافته ها و دیدگاه های حاصل از علوم مغزی استفاده  می برد.

نورومارکتینگ یکی از حیطه های علمی رو به رشد است که مرتبط با دانش رفتار مشتری می باشد. تئوری های نورومارکتینگ برای اولین بار توسط جری زالتمن در دهه ۹۰ میلادی مطرح شد. او و همکارانش با حمایت موسسات بزرگی مانند کوکاکولا به بررسی تصاویر مغزی و فعالیت های عصبی قابل مشاهده مشتری ها پرداختند. اصطلاح نورومارکتینگ یا “بازاریابی عصبی” از سال ۲۰۰۲ و توسط ال اسمیتس  رواج یافته است. در آن زمان تعداد بسیار کمی از شرکت های آمریکایی مثل برایت هوس  و سیلزبرین  برای اولین بار از تحقیقات بازاریابی عصبی استفاده و لزوم مشورت با متخصصان این زمینه را به شرکت های دیگر توصیه کردند.

What is NeuroMarketing

 

ماهیت نورومارکتینگ

هدف نورومارکتینگ، درک بهتر تاثیر محرک های کسب و کار، با مشاهده و تفسیر هیجانات انسان می باشد. منطق ورای نورومارکتینگ این است که تصمیم گیری در انسان، آنگونه که موجودی با حساب و کتاب در نظر گرفته می شود، آگاهانه نمی باشد. امروزه مدل های اقتصادی موجود به زیر سوال رفته است. در عوض عقیده دیگری هر روز بیشتر مورد تایید قرار می گیرد: این عقیده که تمایل به خرید محصولات و استفاده از خدمات، یک فرایند هیجانی است که در این بین، مغز از میانبرهای فراوانی استفاده میکند تا فرایند های تصمیم گیری را شتاب بخشد.

مطالعات نورومارکتینگ درباره ارتباط هیجانات و تصمیم گیری بوده و قصد دارد که با استفاده از این دانش، فرایند بازاریابی را موثرتر سازد. این دانش می تواند در زمینه طراحی محصول، بهبود تبلیغ و آگهی، قیمت گذاری، طراحی فروشگاه و بهتر ساختن تجربه مشتری بطور کلی بکار گرفته شود. این زمینه بر اساس دانش حاصل از رشته های عصب شناسی اقتصادی، علم اعصاب، علوم اعصاب رفتاری و روانشناسی شناختی بنا نهاده شده است.

 

0 پاسخ

ارسال یک پاسخ

می خواهید در گفتگو ها شرکت کنید؟
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *